تبلیغات
فرهنگ وهنراسلامی - شخصیت.... شخص+یت=------
فرهنگ وهنراسلامی
ستاره تابان الزُّجاجة (Azzojajah:(bright star

لینکدونی

آرشیو

لینکستان

صفحات جانبی

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

شخصیت.... شخص+یت=------

شخصیت چیست؟؛اگرشخصیت درجوامع نبود،تقسیم بندیها،آراءونظرها،سلیقه هاو...باهم فرق می كردندیانه؟

آیاشخصیت جوامع مختلف باهم فرق می كندوشخصیت انسانهادرهرجامعه ای متفاوت است؟ آیاشخصیت انسانها درطول زمان تغییر می كندیامتحول می شودصعود یانزول  می كند؟

یك امربدیهی این است كه شخصیت، یك انسان راتعریف می كند نه ظاهرواخلاق ومنش ظاهری بلكه این باطن یك فرد است كه باعث شكل گیری شخصیت انسان می شود،حتی اگر یك فرد ظاهری نشان دهدوباطنی متفاوت،سرانجام وبعدازاینكه زمان بگذرد،باطن خودرانشان خواهددادولی نه هرزمانی.

گفتیم شخصیت، انسان راتعریف می كند،می دانیدچرا؟ شخصیت دراصل همان مجموع رفتارهای فرد است. حال این رفتارهاازكجا شكل می گیرند؟مثلا خودش بوجود می آید؟یا جامعه بوجود می آورد؟ یافرد بوجود می آورد؟خوب مثلاچرا برای یك ماجرایك سری می خندندویك سری گریه می كنند؟ چرایك سری زورگویی می كنندویك سری رفتارنرمی دارند؟چرایكسری درزندگی" نه گفتن" رابلدندو یك سری نه؟ چرابرخی جاهایی "نه "می گویندبعدسود می كنندوبرخی هم دربرابر"نه" ضررمیكنند؟ آیا كسی كه ضرركرده،اشتباهی "نه "گفته؟ازكجاكه اشتباه كرده؟

دقت كنید مابایددربرابرحسادت،"نه" بگیم یانگیم؟دربرابرسرقت،نه بگیم یانگیم؟و... دراصل حسادت بده یا خوبه؟اگربده چرااگرخوبه چرا؟جواب این چراهاكجاست؟دروجدان ماست؟دردل ماست؟ اگردروجود ماست پس بااین حال چراخیلی هااشتباه می كنند؟ واین جوابهاچگونه دروجودماقرارگرفته اند؟ چرا برخی جوابهاهم نیاز به تفكردارندوحل این مسائل چگونه میسر می شود؟این حل راباكدام پاسخ نامه چك كنیم تابه صحت راه حلمان پی ییریم؟ معلم ماكیست؟كتاب ماومواددرسی ماكجاست؟فرمولهاو روشهای حل مسائل مارانویسنده ای نگاشته وآموزش دهندگانی رافرستاده وحال نه گفتن هاوبله گفتنهای صحیح است كه رفتارهای مایعنی همان شخصیت انسان راشكل می دهند.

پس سمت ومقام وكسوت و...شخصیت راتشكیل نمی دهندبلكه این "نه" و"بله" گفتن های صحیح است كه شخصیت فردراشكل می دهد.

حال ببینیم این نویسنده كیست. بدیهی است كه بایدعالم كل باشد،همه چیز رابداند ومشخص است كه اگركوچكترین اشتباهی درآن باشداعتبارخودراازدست می دهد.دقت كنید؛مااگرلحظه ای مثلاازساعت9تا9و1 ثانیه به سمت شرق برویم ازحركت به سمتهای دیگرمحرومیم. این یعنی محدودیت وواضح است كه این ویژگی یك چیزمحدوداست،یعنی ابعادداردواین یعنی ماده.حال این محدودیت ها مانع ازدانای كل بودن هستند؛پس دانای كل ماده نیست، ابعادندارد،فوق ماده است، لذا قابل تصور برای ماده نیست،اماباتوجه به استدلال بالامی توان فهمید كه این نویسنده اینچنین است .

دقت كنید دروغ گفتن نشانه محدودیت است،یاازدروغ شنونده می ترسد یاازقدرتمند تری می ترسد،پس این نویسنده دروغ نمی گویدوچنانچه گفتیم اشتباه هم نمی كند زیرااشتباه كردن یعنی دانایی یك زمانی ازیك حدی كمتر بوده واین هم یعنی محدودیت؛حال نامحدود چندتاست؟...بدیهی است كه اگر فرض شود نامحدودهاداریم یك فرض متناقض است. پس این نامحدود یكتاست.

پس الان ما یك سری محدودویك نامحدودداریم.حال ببینیم سبب پیدایش اینها چه بوده است.بدیهی است كه نامحدود اگر علت پیدایشی داشته باشد یعنی قبل ازعلت وجودنداشته واین یعنی محدودیت واگرعلت هم نامحدود باشدكه فرض محالی است( چون دونامحدود یعنی دورفتار،دوسلیقه و...كه هردونتیجتا محدودند) پس این نامحدودعلت پیدایش ندارد وخودش عین وجود است.

خوب پیدایش محدودهاچگونه می شود؟ عین وجود نیستند چون محدودند.پس علت پیدایشی دارند؛این علت مادی است یافوق مادی است؟ازدسته این محدودهاانسانهاهستندكه ازعقل برخوردارندوازعقل وسیعتربعد ازنامحدودوجودنداردچون عقل همه چیزرامی یابدامابعدازنامحدودچیزی عقل رادرنمی یابد،پس عقل محدودها رابوجود آورده است؟نه،چون عقل جزئی ازوجودانسان است. پس این خالق، همان نامحدوداست كه جزئی ازجزء یاكل دیگر نیست.

حال هدف ازاین آفرینش چیست؟ این نامحدود كمال مطلق است چرا؟چون نامحدود است،كل است،پس هرچه كه علتش اوباشددرراستای كلیت ورسیدن به كمال است، حال این به موارددیگری هم بستگی دارد كه می گوییم. اگرفرض كنیم،كاملی كمال رابرای دیگران نخواهد،این كامل محدوداست،وصفت خوبی ندارد،حال این نامحدود ازعدم خلق می كندوبه كمال می رساند.

چگونه؟                                                    

خوب بدیهی است كه یك محدودازیك نامحدودتصور واطلاع كامل نداردپس مانیز تایك جایی بافكروتعقلی كه خوداوبه ماداده می توانیم استاننتاجاتی درمورداوداشته باشیم كه آن هم می توانداشتباه باشد.یكی ازدلایل این اشتباه برای پیشرفت علم بشرنسبت به زمان است كه بازهم ممكن است این هم ازجهات دیگری اشتباه باشد.

حال كاملی كه بیافریند وهدایت نكند،كارناقصی كرده واصلا كامل نیست ومحدوداست واین نمی شود پس مشخص است كه از سوی او هدایت خواهیم شد.

خوب نشانه هایی زیادازاومی بینیم،امااینها كافی است؟مثلا مابیاییم این نشانه هارارمزگشایی كنیم وبعد اطلاعاتی به دست آوریم كه درصورت وقوع این رمزگشایی ها دوموردمهم پیش می آید.اول اینكه مادراین محدودیت ها هراطلاعاتی كشف كنیم آن هم محدوداست ودوم اینكه مایك سری توانایی ظاهری وغیرظاهری درخودمی بینیم كه درهیچ یك ازموجودات دیگرنمی بینیم.لذا بااین رمزگشایی ها عمرمحدودماسپری می شود وچیزخاصی نیافتیم.پس این روش نیست یاحداقل دركنارروش كلی دیگری بایدبكاررود.(متوسل شدن به محیط هم كاری ازپیش نمی برد).

اما چیزی كه مادرتاریخ می بینیم وهیچ منكری ندارد،ارسال رسل ازطرف این خالق نامحدود است،كه می آمدندومردم رابه پاكی می بردند،آنهاراباخالق آشنا می كردند وازامورجاهلانه نهی می كردندوهیچ اجرومزدی هم ازمردم طلب نمی كردند. هركه درطول تاریخ راه اینان راكامل رفته موفق بوده،خیالی آسوده داشته،جهان رابه خوبی شناخته ،به تباهی كشیده نشده ،اگردراین راه بوده وحتی كشته هم شده،خوشحال بوده وكمبودی نداشته وتمدن ازطرف همین ها شكل گرفته،خلاقیتها رااینها شكل داده اند،آبادی هارااینهابه وجودآوردند،دربرابرحق خوری زورگویان اینان سینه سپر كردند، همواره اینان انسانهاراازمنجلاب نجات داده اند، همواره مشخص است كه آنان كه اینگونه رفتاركرده اند شخصیت خریدنی نداشتند وبه فسادنرفتند چون متن عقایدشان اینگونه بوده است.واین چیزی است كه مابه دنبالش هستیم، یعنی آن نامحدودكامل كه ماراآفریده اگربه به غیراین راه ببرد،غیرممكن است وكل آفرینش زیرسؤال می رود.

ببینید اگرفرض كنیم مابیاییم همه چیزرادراین دنیایی كه هستیم براخودمان جمع كنیم ودراین راه هركاری توانستیم بكنیم آخربه كجا می رسیم؟ولی اگربیاییم وبه طرف نامحدود برویم وطبق متن بالا باشیم(پیامبران) مشخص است كه كارعبسی نكرده ایم زیرااین راه رانامحدودكامل پی ریزی كرده ونمی تواند عیس باشد چون او اگر عبس گوید،اونیست. وبروید به خودتان مراجعه كنید،نترسید وجدی فكر كنید،درخودچه می بینید؟مطالب بالا راداشته باشید وفكركنید كه این آفرینش چرا. آخر كه چه. فكركنیدالان دركجاهستید،درچه مرحله ای هستید. فكركنید...

خوب ؛بیاییدتاریخ راهم فعلاكناربگذاریم،این آفریننده ای كه درموردش صحبت كردیم،اصلا ممكن است كه حتی یك موردآفرینش داشته باشدواورادرحدشأنش هدایت نكرده باشد؟

نه.پس بایدهدایت كند،حالامحیطی كه هستیم رادرنظربگیرید،بهترین راه هدایت چگونه است؟

خالق بیاید ماببینیمش؟ نامحدودبیایددرمحدود نمی شود.خودش صحبت كند؟همانطور. موجودات دیگری برای هدیت بفرستد؟نمی شود.چرا؟چون جنس ما باآنهاآنها بامافرق میكند،ومهم تر اهداف فرق می كند. ولی مشخص است بایدكسی از سوی اوبیاید؛وهدایت فقط تئوری نباشد؛چون این عمل است كه مهم است.

وصحیح این است كه آن رسول باید انسان وازجنس آدم باشد.حال برای اینكه هركسی ادعای ازسوی آفریننده نامحدود آمدن رانكند،معجزه نشان شد.ومعجزه هم ازآنجایی نشأت می گیرد كه انسانها محدودنداما آن فرستاده بنابه خواست نامحدود،عملی انجام می دهندكه محدودهاازآن عاجزند.

خوب این فرستادگان بایددرچه مرتبه ای ازانسانیت وهدایت یافتگی باشند؟مشخص است كه دربالاترین مرتبه.چرا؟چون به اراده خالق اینها می خواهند باقی انسانها راتربیت كنندوبه بالاترین مراتب برسانند. واین برای فرستنده عیب است كه برای  این امركسی رابفرستدكه خودش مشكل داردودراین خالق نامحدود كه عیب راه نداردپس این فرستادگان درمرتبه انسانیت كامل ترییند.

حال فرستادن وخلق كردن یك فرستاده ازچه زمانی باید آغازشود؟مشخص است،ازهمان ابتدا،چراچون آن دانای كل وكمال مطلقی كه هیچ نقصی ندارد،اولین كسی راكه می آفریند،برای رسیدن به آنجاییست كه بایدباشد،پس هدایتش ودست وپنجه نرم كردن آن آفریده،برای رسیدن به هدف،وزندگی سالم ومنطقی،ومنطبق باتواناییهایش راآغازمی كندوازهمان ابتداهدایت بوده است وازآنچه كه ازتواریخ به دست می آیدبنابه مشیتی،هم سطح عقول وتواناییهای بشری كمبوده وهم به آن نسبت،آن اموری كه باید كنارمی زده تابشود،سفارشات فرستادگان انجام شود.

خوب،همین الان چه خبر؟گویافرستاده ای نیست.امائرتاریخ وزبان به زبان وعمل به عمل آمده است كه،فرستادگانی چون،آدم،نوح،موسی،عمران،زكریا،یحیی،عیسی ومحمددررزمین،تمدن آفریدند،دست مردمان را گرفتندوآنهارابه آن آفریننده ی نامحدودوكمال مطلق،هموكه همه ازاوست،بردند،آفریننده رابه زبان وقواعدشان، هرامتی نامی نهادند،وباانجام سفارشات فرستادگان،محدودیتها ودون شأن آدمی راشكستندواینچنین خودشان رابه نامحدودرساندند.اما اكنون گویا فرستاده ای نیست.

یك هزاروچهارصدسال پیش،فرستاده ای به صدنشانه،آخرین سفارشات رابرهمه كردومردمان راتجهیزكرد تا به مقام خودشان كه توان رسیدن به بی نهایت است،شادگردند،وخودرامحدودنكنندكه حتما غمگینی دارد.

گفتیم اویی كه خالق است،بایدعالم كل باشدوكمال وكامل مطلق. پس درسیستم وسامانه آفرینش اوكه لاجرم، كاملترین است،وهمه چیزازاوست،حتی آنكه خودرااز اودورمی كندوخودراازاومحدودمی كند،همه وجودوهستیش ازاوست وآن كس با دور كردن خودازآن خلق كل،خودش راازخودش هم دورمی كند واینچنین خودراغریب  و تنها می كند،هرچندكه هیچ نفهمد،امااین كاملا عقلانی وهویداست.

حال به مشیت این خالق كامل كه به سفارش خالق، فرستاده آخراو را"الله" خواند،كه به معنای "خدا"است، هزاروچهارصدسال تاحال،فرستاده ای نمی آید،پس این چهارده قرن،مردمان چه كردندوحال ما چه كنیم؟ اما بدیهی است كه خدای یكتا همان عالم كل،كمال وكامل مطلق كه ماراازنیست به هست آوردبرای هدایت ما راهی خواهدگذاشت وآن به سفارش فرستاده آخرهمان كلام خودخداست كه به خواستش سالم وسلامت می ماند و دوازده معلم،كه كلام ناب خدارا درعین همه فهمی "البته درساده ترین حالت" وحفظ  راه خدایی شدن،قرارداد كه شرح وعمل به آن رانشان دهند وخدایی شدن رابه واقعیت برسانند والگویی برای همه باشند. پیروان موسای نبی رابه یهود،پیروان عیسای نبی رابه مسیحی وپیروان محمد نبی رابه مسلم لقب دادند. اماچرا بعداز یهود،مسیحیت وبعدازآن مسلم؟ آنچه كه مشخص است ودرسفارشات آخرین فرستاده،محمدنبی ،هرفرستاده ای می آید،تاآئینُ فرستاده ی قبلی اش راكامل كند،پس،ازهمین جامی توانیم بفهمیم كه آئین خدایی محمدنبی،كامل ترین راه خدایی شدن است كه حالق كل آن رابه آخرین فرستاده اش داد.

همان طوركه گفتیم، كاملترین راه خدایی شدن وآنچه بایدمی شد،شد،این است كه موجود با الهام از آنكه وجود ازاوست، موانع راكناربزند،وهمه آئین های الهی،این موانع رانشان دادند،طریقه كنارزدن این موانع هم نشان داده شده است،وازكل شدن رانشان می دهدوراه رسیدن به خوداورانشان می دهند.

اماآیااین موانع ازغیرخداهموكه وجودازاوست،هستند؟ اینكه نمی شود. پس آری همه چیزازخداست،و نكته این جاست كه همه چیزراخدادرراهی آفریده ودرسفارشاتش به ماآموزش داده است، ومانبایداینهاراازراهش خارج كنیم ویاآن راخارج ازراهش،خارج كنیم.حال هم مادرراه خدایی شدنیم وهم همه چیزبا ما همراهند.

اینچنین رفتن به سوی خداماراخدایی میكند واین بالاترین رفتارها كه حاصلشان ،بالاترین شخصیت است را شكل می دهدوبالاترین تمدن را می سازد.وهركدام ازاین رفتارها كه عوض شودیافراموش شود،شخصیت افت می كند. حال درراه خدایی شدن نبایدبه دهان این وآن گوش دادوبه اعمال این وآن نگاه كرد،مرجع ما فرستاده آخر وكلام خداوآن دوازده مبین است.

 
ادامه دارد ... 

Can Pilates make you look taller?
شنبه 14 مرداد 1396 11:03 ب.ظ
Write more, thats all I have to say. Literally, it seems as though
you relied on the video to make your point.
You obviously know what youre talking about, why
waste your intelligence on just posting videos to your weblog when you could be giving us something informative to
read?
Lacy
جمعه 16 تیر 1396 05:13 ب.ظ
If you are going for finest contents like I do, just visit this website everyday as it provides quality contents, thanks
Richie
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 05:54 ق.ظ
This is a topic that's close to my heart... Cheers! Exactly where are your contact details though?
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

درباره وبلاگ



أَعوذُ بِاللهِ مِنَ الشَّیطان الرَّجیم
بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیم
أللهُ نورُ السَّم‍‍‍‍اواتِ وَالأَرضِ مَثَلُ نورِه كَمِشكاةٍفیهامِصباحٌ المِصباحُ فی زُجاجةٍ الزَّ جاجَةُ كأَنَّهاكَوكَبٌ دُرِّیٌّ یوقَدُ مِن شَجَرَةٍ مُبارَكَةٍ زَیتونَةٍ لاشَرقِیَّةٍ وَلاغَربِیّةٍ یَكادُزَیتُهایضیءُ وَلَولََم تَمسَسهُ نارٌ نورٌعَلی نورٍیَهدیِ اللّهُ لِنورِه مَن یَشآءُ وَیَضرِبُ اللهُ الأمثالَ لِلنّاس وَاللهُ بِكُلِّ شَیءٍ عَلیم

پناه می برم به خداازشر شیطان رانده شده
بنام خداوند بخشنده مهربان
خدانورآسمانها وزمین است.داستان نورش به مشكاتی (چراغدان)ماند كه درآن روشن چراغی باشد وآن چراغ درمیان شیشه ای كه ارتلألؤ آن گویی ستاره ایست درخشان،كه ازروغن درخت پربركت زیتونی كه نه خاوری ونه باختری است برافروخته شودوبی آنكه آتشی زینت آن رابرافروزد خودبه خود روشنی بخشد،روشنی برروشنی است؛خداوندهركه راخواهد به نورخودراه نماید؛وخدای برای مردم مَثَلها می زند؛وخدای به همه چیزداناست.
(آیه سی و پنج سوره نور)
مدیر وبلاگ : فرزاد زاهدی

آخرین پست ها

جستجو

نظرسنجی

  • /نظرات/ "سؤالات،انتقادات وپیشنهادات ونظرات مكتوب خود راجع به كل وبلاگ رادرقسمت نظرات،پایین صفحه اصلی قراردهید."





نویسندگان

فرهنگ و هنر اسلامی ، تلاوت ، مساجد ، نما ، حسینیه ، مدایح ، مراثی